۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ه‍.ش.

دور تازه افزایش سانسور در ایران

http://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2009/09/090913_bd_aa_censorship.shtml

سانسور سازمان یافته مطالب فرهنگی و سیاسی در ایران پدیده تازه ای نیست اما افزایش سخت گیری ها در انتشار اخبار و آثار هنری پس از انتخابات باعث شده است برخی از صاحب نظران افزایش سانسور را نشانه ای از شدید تر شدن بحران سیاسی در ایران بدانند.
برخی از روزنامه نگاران منتقد در ایران می گویند که از دفتر شورای عالی امنیت ملی با سردبیران تماس گرفته شده و خواسته شده نشریات از انتشار مطالب نقل شده از میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نامزد های معترض انتخابات ریاست جمهوری، خودداری کنند.
اگرچه به نظر نمی رسد اجرای چنین دستور هایی از نظر عملی به راحتی امکان پذیر باشد اما نشانه های افزایش سخت گیری در حوزه فرهنگی و هنری هم مشهود شده است.
واکنش هنرمندان و نویسندگان
به دنبال سخت تر شدن کنترل دولتی و در اعتراض به رفتار خشونت آمیز دولت با چهره های فرهنگی و سیاسی و معترضان، هفته گذشته گروه هایی از هنرمندن و نویسندگان در بیانیه ای اعلام کردند که از ادامه همکاری در فعالیت های فرهنگی دولت خودداری می کنند.

جواد مجابی، نویسنده و منتقد هنری در تهران که خود از امضاکنندگان بیانیه اعتراضی گروهی از اهل فرهنگ است، در گفت وگو با بی بی سی فارسی می گوید که سخت گیری های اخیر از حد سانسور فراتر رفته و در عمل به تعطیلی فرهنگ منجر شده است.
آقای مجابی می گوید هنرمندان زیادی در حوزه سینما گرافیک و هنر های تجسمی عملا امکان اجرا یا به نمایش گذاشتن آثار خود را ندارند.
اشکال تازه سانسور
پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری انجام رسمی سانسور بیش از وزارت ارشاد که مرجع شناخته شده سانسور در ایران است از سوی نهاد های امنیتی به شکل احضار روزنامه نگاران به دستگاه های امنیتی و نظارتی و در قالب کنترل در حین چاپ و یا پیام های تلفنی اعمال شده است.
مسعود بهنود، روزنامه نگار در لندن، اقدام های سانسورگرانه تازه را مربوط به نوعی احساس ترس از پایان در میان دولتمردان ایران می داند.
آقای بهنود به بی بی سی می گوید: "به نظر می رسد حکومت به تنگی نفس افتاده و ترس از به پایان رسیدن را به شکل منع گسترده ارتباطات اجتماعی، از قطع موبایل و تلفن و رفت و آمد ها گرفته تا بستن دست روزنامه نگاران منتقد بروز می دهد."
اگرچه هدف دستور العمل های تازه سانسور از سوی دولت از سوی نهاد هایی مانند ارشاد و شورای امنیت ملی بر اساس تعریف خط قرمز برای آزادی و به عنوان عاملی برای کنترل آن چه اغتشاشات نامیده می شود ضروری دانسته می شود اما بخش عمده نویسندگان ایران به گفته آقای مجابی وجود نهاد هایی برای سانسور را از اساس مورد انتقاد قرار می دهند.
آقای مجابی که عضو کانون نویسندگان ایران است می گوید" نویسندگان ایران و نهاد هایی مانند کانون نویسندگان از اساس وجود اداره سانسور را قبول ندارند و توجیهاتی که از سوی مقامات مطرح می شود توجیه کننده محدود کردن آزادی نیست."
محدودیت های سانسورگران
سانسور سازمان یافته در دوران معاصر برای نخستین بار در به طور رسمی از سوی نظام هایی مانند حکومت نازی ها در آلمان و اتحاد جماهیر شوروی به سیاست اصلی دولت تبدیل شد. دامنه این سانسور همواره به نام مقابله با فرهنگ غربی به تدریج توسعه یافت تا آنجا که حتی در شوروی سابق خواندن ترانه های گروه موسیقی بیتل ها که در دهه شصت میلادی در بریتانیا رونق داشت ممنوع شد.
به نظر می رسد با رشد وسایل ارتباط جمعی امکان سانسور کمتر شده است اما به هر حال برخی از کارشناسان همچنان در تاثیر کوتاه مدت ممیزی تردید ندارند. اگرچه چنان چه آقای بهنود می گوید در شرایط فعلی ایران تاثیر سانسور محدود است.
آقای بهنود به این نکته اشاره می کند که سانسور شدید مطبوعات و عدم امکان اخبار درست و تحلیل های انتقادی باعث شده است که اعتماد مردم به معدود روزنامه هایی که باقی مانده کاهش بیابد.
اظهارات روزنامه نگاران نشان می دهد که بی اعتمادی مخاطبان خود را به شکل کاهش شدید تیراژ روزنامه ها در هفته های اخیر و اقبال بیشتر به اینترنت و رسانه های خارجی نمایان ساخته است.
به گمان ناظران، شاید دولت ایران چندان به تاثیر افزایش سانسور در کاهش مخاطب و تیراژ روزنامه ها توجهی نکند اما نمی تواند به افزایش اطلاع رسانی متکی بر شایعات و اینترنت و رسانه های خارج از کشور در نتیجه بستن زبان روزنامه نگاران منتقد در داخل کشور بی اعتنا باشد.