۲۴ شهریور ۱۳۸۸ ه‍.ش.

دولت کودتا به خبرنگاران خارجی اجازه حضور درایران را داده است تا خبر راهپیمائی روز قدس(ایران) را پوشش دهند

راهپیمائی روز قدس به چاقوئی دو لبه تبدیل شده است. آنها که کودتا کرده اند نیازمند این راهپیمائی اند تا مشروعیت برباد رفته در انتخابات ریاست جمهوری را به نوعی جبران کنند و مردم نیز آن را فرصتی یافته اند که بصورت مسالمت آمیز در آن شرکت کرده و حرفشان را بزنند. حکومت می خواهد این نمایش خیابانی را تنها با شعار "قدس" پشت سر بگذارد و مردم بیش از آنکه نگران سرنوشت "قدس" و "حماس" و "فلسطین" و "لبنان" باشند، نگران کشور خود هستند. حکومت می خواهد شعارها علیه جنایات اسرائیل علیه فلسطینی ها باشد و مردم محکوم کردن جنایاتی که در کودتای انتخاباتی 22 خرداد علیه آنها انجام شد را مقدم بر جنایات اسرائیل علیه فلسطینی ها می دانند. حکومت می گوید اسرائیل جنایت کرده است، مردم فلسطین را کشته، به زندان انداخته شکنجه کرده و نمی گذارد فلسطینی ها در یک انتخابات آزاد تکلیف نهائی جدال چند ساله را روشن کنند. مردم ایران می گویند همه این جنایات را حکومت کنونی علیه مردم خود ایران مرتکب شده و علاوه بر قتل و شکنجه و سرکوب خیابانی، در زندان به زنان و دختران و پسران هم تجاوز جنسی کرده است. یعنی یک فاز بالا تر از آنچه اسرائیل در زندان های خود علیه فلسطینی ها کرده و می کند. حکومت می گوید باید از حماس در فلسطین و حزب الله در لبنان بعنوان مردمی مظلوم در برابر اسرائیل دفاع کرد. اما سهم افراد حزب الله لبنان و حماس فلسطین در کودتای 22 خرداد و سرکوب مردم در خیابان ها آنقدر بوده است که اکنون کینه و نفرت علیه آنها جانشین دفاع از مظلومیت شده است.

بدین ترتیب است که روز قدس، برای نخستین بار در ایران تبدیل شده است به چاقوئی تیز و دو لبه.

حکومت با ترس و لرز، بار دیگر و پس از کودتای 22 خرداد، به خبرنگاران خارجی اجازه حضور درایران را داده است تا خبر راهپیمائی روز قدس را پوشش خبری بدهند و آن همه فیلم و خبر جنایات روزهای کودتا را جبران کنند و به دنیا نشان بدهند که کودتا تثبیت شده و جنبش سبز سرکوب و خانه نشین شده است. اما اگر روز قدس تبدیل شود به روز ایران چه باید کرد؟ سئوال بزرگی که در برابر حکومت قرار دارد همین است! آنوقت بدلیل حضور وسیع خبرنگاران خارجی نه می تواند مانند روزهای بعد از کودتا و در غیاب همین خبرنگاران مردم را زیر باتوم و قمه و چماق بگیرد و آنها را به گلوله ببندد و نه می تواند ناظر بی‌عمل تظاهرات مردم علیه کودتا و مخابره عکس ها و خبرهای آن به سراسر جهان باشد. بویژه که احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک است و مذاکرات با گروه 1+5 نیز گریز ناپذیر شده است و نمی توان از دل آتش و گاز اشک آور عبور کرد و رفت نیویورک!

همین است که نه حکومت تکلیف خود را هنوز برای این روز می داند و نه مردم. هر دو چون گربه در کمین یکدیگر، پشت دیوار پنهان شده اند. این کمین دو طرفه چنان است که حکومت هنوز نتوانسته تکلیف خودش را با نماز روز قدس روشن کند. یعنی آن را بسپارد بدست هاشمی رفسنجانی و یا بدست احمدخاتمی و یا اصلا اعلام کند چه کسی نماز را می خواند و یا اعلام نکند؟ بیم از آن دارند که اگر اعلام کنند هاشمی نماز را می خواند مردم آخرین نماز جمعه هاشمی را تکرار کنند و این نماز تبدیل شود به نماز میلیونی تهرانی ها و...